X
تبلیغات
رهایم نکن


رهایم نکن

تمام خوبی عشق به اینست که وقتی از تمام دنیا بریده ام‌،دوان دوان خودم را به تو برسانم و بپرسم : تو مال کی هستی ؟ و تو بی آنکه تامل کنی،‌بگویی:مال ِ تو دیوانه ؛ مال توی دیوانه! تمام خوبی عشق به اینست که وقتی چشما...نم گر می‌گیرند... و دوست دارم تمام اشک های دنیا را بالا بیاورم ،نزدیکم بیائی، دستانم را در سینه ات بفشاری و بگویی :من هستم،توام که هستی،‌پس اشک اینجا چکار می‌کند؟! تمام خوبی عشق به اینست که وقتی تو نیستی‌،خواب از گلوی چشمانم پائین نرود لبخند بر لبانم جاری نشود و دستانم مدام بهانه ی تو را بگیرند! تمام خوبی عشق به اینست که وقتی من نیستم،‌اشک امان اطلسی ها را و تو امانِ تمام تلفن های روی زمین را گرفته باشی... راه به راه زنگ بزنی و بگویی :جانم به لبم آمده است،‌نمی آیی؟ خانه از نبودنت به تنگ آمده است،‌نمی آیی ؟
نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1392ساعت 15:11 توسط فاطمه| |

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

گاهی باید نبخشید کسی را که بارها او را بخشیدی و نفهمید ، تا این بار در آرزوی بخشش تو باشد!         

گاهی نباید صبر کرد باید رها کرد و رفت تا بدانند که اگر ماندی . . . رفتن را بلد بوده ای !         

گاهی بر سر کارهایی که برای دیگران انجام می دهی باید منت گذاشت تا آن را کم اهمیت ندانند!         

گاهی باید بد بود برای کسی که قدر خوب بودنت را     نمی داند!         

و گاهی باید به آدمها از دست دادن را متذکر شد!         

آدمها همیشه یکجا نمی مانند ، در را باز می کنند و برای همیشه می روند!         

مراقب اشتباهاتت باش . . . زمانی میرسد که تو دیگر قادر نیستی بگویی جبران میکنم . . . !!!

 

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1392ساعت 21:58 توسط فاطمه| |

او یک زن است
هر چقدر هم که ادای محکم بودن را در بیاورد
هر چقدر هم که ادای مستقل بودن
و هر چقدر هم که بگوید ممنون ،خودم از پسش برمیایم
باز هم تهِ تهش
به سینه ی مردانه ات نیاز دارد
به دست هایت حتی
نمی دانی چه لذتی دارد وقتی تو از خیابان ردش می کنی..

نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1392ساعت 22:38 توسط فاطمه| |

اصلا زن ساخته شده واسه ناز کردن♥
گیر دادن♥
غر زدن♥
حسادت کردن♥
دوس داشته شدن♥
اصن دلش میخواد...
مشکل داری نیا طرفش

نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1392ساعت 22:36 توسط فاطمه| |

مـــذکر عزیــــز : " مـــــ ♥ ــــرد " بـــاش !

زمیــــن به مــــرد بودنـ ــــت نیــــاز داره !

مــــرد باش ؛ نـــه فقط با جســ ♥ ــمت !

مـــــرد بــــاش با نگــــاهت ، با احســ ♥ ــاست ، . . . !

مردونه حــــــرف بزن ، مــــ ♥ ـــــردونه بخنــــــد ، مردونه گریــــــه کن ، مــــــردونه عشـــ ♥ ـــق بورز ، مردونه ببــــــــخش ، . . . !

مرد بــــــاش و هیچ وقت نامـــ ♥ ــردی نکن ؛ مخصوصـــــا در حق کســـــی که باورت کـــ ♥ ـــرده و بهـــــت تکیـــــه کرده...

نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1392ساعت 22:33 توسط فاطمه| |

ﯾﮑﯽ ﻫﺴﺖ ﺩﺭ ﻣﺤﻠﻪ ﻣﺎ !!! ﻫﻤﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﺷﺐ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ .. ﺣﺘﯽ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺁﺵ ﻧﺬﺭﯼ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﺒﺮﻧﺪ ﺍﻭ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﻣﯿﻔﺮﻭﺷﺪ ﻭ ﻧﺎﻥ ﺷﺒﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﺮﺩ ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﻣﺤﻠﻪ ﺑﺮﻭﺩ ﭼﻮﻥ ﻫﻤﻪ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻣﺴﺠﺪﯼ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺑﻪ ﺩﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﻭﻟﯽ ﭼﺮﺍ ﻣﺴﺠﺪﯼ ﻫﺎ ﺑﺎ ﯾﮏ ﻓﺎﺣﺸﻪ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺷﺪﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﻓﺎﺣﺸﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻣﺴﺠﺪﯼ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺭﺍﺳﺖ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﻧﺸﺪ ﺷﺎﯾﺪ ﻓﺎﺣﺸﻪ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺵ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻣﺴﺠﺪﯼ ﻫﺎ ﻧﻪ
نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1392ساعت 22:29 توسط فاطمه| |

دختری پشت یک هزار تومانی نوشته بود:

پدر معتادم برای همین پولی که پیش توست، یک شب مرا به دست صاحب خانه سپرد!


خدایا چقدر میگیری؟

که بگذاری شب اول قبر، قبل از اینکه تو ازم سوُال کنی، من ازت بپرسم

چرا...؟؟؟


نوشته شده در شنبه ششم مهر 1392ساعت 17:47 توسط فاطمه| |

مــَטּ هَموטּ בیوونـﮧ ایمـ کـﮧ هیچوَقت عَوَض نمیشـه

 هَمونی کـﮧ هَمــﮧ باهـاش خوشحالـَטּ امــا کســی بآهـآش نمیمونــﮧ

 هَمونی کـﮧ مُواظبــﮧ کسی نـآراحَت نَشــﮧ ♥

امـآ هَمــﮧ ناراحَتش میکنـَטּ

هَمونی کـﮧ تکیـﮧ گـآه خوبیــﮧ امآ واسَش تکیــﮧ گآهی نیستـ..

نوشته شده در شنبه ششم مهر 1392ساعت 17:43 توسط فاطمه| |

مرد باید...
وقتی مخاطبش

عصـــــبــــانــــیـــــــــــــــــــــــه ,

ناراحـــــــــتــــــــــه ,

میخواد داد بـــــــــــزنـــــــــه

وایسه روبروش بگه :

تو چشام نیگا کن , بهت میگم تو چشام نیگا کن!!

حالا داد بزن , بگو از چی ناراحتی؟!!

... بعد مخاطب

داد بـــزنــــه ,

گـــلــه کـــنـــه,

فـــریـــاد بـــکـــشـــه ,

گـــریـــه کـــنـــه

حتی با مشتای زنونه ش بکوبه تو سینه مــــــرد

ولی آخرش خسته میشه میزنه زیر گریه...

همونجا باید بغلش کنه

نذاره تنها باشه!

حرف نزنه ها , توضیح نده ها

کل کل نکنه ها , توجیه نکنه ها

فقط نذاره احساس کنه تنـــهـــاســـتــــــــــــ !!

مرد باید گاهی وقتا مردونگیشو با ســـکــــــوت ثابت کنه!!

با بغلش کردنش...
نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1392ساعت 23:2 توسط فاطمه| |

باخودم خلوت کردم فهمیدم

هیچگاهبه بی توبودن عادت نخواهم کرد.....

یا بمان.....

یا......

یا ندارد فقط بمان.......

نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1392ساعت 19:47 توسط فاطمه| |


Design By : GhalebzaleM